«اقتصادمقاومتی» اولین بار در شهریور سال ۱۳۸۹ و در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبری مطرح شد. در آن دیدار، حضرت آیتالله خامنهای اقتصادمقاومتی را نیاز اساسی کشور برای کارآفرینی عنوان و علت توجه به این موضوع را فشار اقتصادی دشمنان و آمادگی کشور برای جهش معرفی کردند. حالا حدود ۱۳ سال از آن روزها میگذرد و در این مدت برای مفهوم اقتصادمقاومتی، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبهای به این موضوع نگاه کردهاند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصادمقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه دادهاند.
ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند: «اقتصادمقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنیها و خصومتهای شدید میتواند تعیینکننده رشد و شکوفایی کشور باشد.»
رهبری تأکید کردند: «وظیفه همه ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیرقابل نفوذ، غیرقابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم، این یکی از اقتضائات اقتصادمقاومتی است که ما مطرح کردیم. در اقتصادمقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد، باید بتواند در مقابل آنچه ممکن است در معرض توطئه دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.»
فرق اقتصادمقاومتی با اقتصاد ریاضتی
بیش از یک دهه است که بسیج وظیفه بزرگی بر عهده دارد که همانا کمک به انجام اقتصادمقاومتی است.
استفاده از کالاهای داخلی، اصلاح الگوی مصرف و حمایت از تولید از مهمترین مواردی است که باید برای توسعه و اجرایی شدن اقتصادمقاومتی مدنظر قرار داد.
کشورهای متعددی در جنگ هشت ساله دخالت داشتند که امریکا، انگلیس و رژیمصهیونیستی در رأس آنها بودند، اما هنوز هم جنگها و فتنهها ادامه دارد و نیازمند هوشیاری و بصیرت مردم است و بسیج به عنوان متولی این امر و حافظ دستاوردهای انقلاب در شرایط امروز مسئولیت خطیر و مهمی بر عهده داشته و دارد.
در همین رابطه دکتر غلامرضا مقدم، جامعهشناس با بیان اینکه در راستای اجراییشدن اقتصادمقاومتی، بسیج میتواند چندین نقش داشته باشد و اولین نقش بیان کردن چیستی اقتصادمقاومتی است، میگوید: «ابتدا باید تبیین شود که اقتصادمقاومتی چیست و چه فرقی با اقتصاد ریاضتی دارد. وظیفه بعدی شناساندن ظرفیتهای اقتصادمقاومتی است، زیرا در حال حاضر بسیاری از جنبهها و ظرفیتهای اقتصاد کشور ناشناخته مانده است و باید توسط دلسوزان انقلاب شناسانده شود. سومین وظیفه حمایت از تولیدات داخلی است، با این وظیفه هم میتوان از اقتصادمقاومتی حمایت کرد. ایجاد چنین وضعیتی میتواند یک فرصت باشد و نه تهدید، به شرط اینکه از این شرایط تحریم استفاده کنیم و به خودباوری برسیم تا روی پای خود بایستیم.»
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: «در این راستا همانطور که بسیجیان در دفاع مقدس در مقابله با استکبار جهانی پیروز و سربلند بودند، در پیروی از فرمایشات مقام معظم رهبری و تحقق اقتصادمقاومتی نیز موفق عمل خواهند کرد.»
«خوداشتغالی» با اقتصادمقاومتی
منیرهسادات ماندگاری از جمله بسیجیانی است که از سنین نوجوانی، کاربافندگی فرش را در شهر زنجان آغاز کرده و حالا در این عرصه به مرحلهای رسیده که علاوه بر کارآفرینی مشغول آموزش این هنر اصیل به نسل جوان است.
وی معتقد است، باید از ظرفیتهای موجود در مناطق مختلف کشور برای شکوفایی اقتصاد همان منطقه استفاده شود و ادامه میدهد: «وقتی کمسن و سال بودم، به کار بافندگی فرش مشغول شدم و از سال ۱۳۹۱ به طور حرفهای این کار را دنبال میکنم تا جایی که به شغل دائمی تبدیل شده و بعد از تأسیس کارگاه و آموزشگاه، در کنار تولید فرش تعدادی هنرجو نیز پذیرفتم این هنر اصیل ایرانی را به نسل جوان منقل کنم.» این بسیجی کارآفرین تصریح میکند: «در ابتدا کارم را با چهار نفر در کارگاه شروع کردم، اما به لطف خدای متعال و تلاش مستمر روزبهروز کار گسترش یافت و تعداد بیشتری هنرجو پذیرفتم. سرمایه اولیه من برای شروع این کار بسیار اندک و حدود ۳ میلیون تومان بود، اما آرامآرام به دلیل اینکه وسایل باید بهروز میشد، سرمایه را بیشتر کردم، البته از تسهیلات بسیج سازندگی هم در این زمینه استفاده کردم. مبلغ این وام بااینکه پایین است، اما چون کارمزدی ندارد، خوب است و کسانی که در ابتدای کار هستند، میتوانند از آن استفاده کنند، اما ادامه و گسترش این کار نیازمند سرمایه بیشتری است که به صورت جدی حمایتی در این زمینه وجود ندارد.»
خانم ماندگاری با تأکید بر اینکه مردم با خوداشتغالی باید اقتصادمقاومتی را محقق کنند، میگوید: «همانطور که رهبر انقلاب اسلامی تبیین کردند، اقتصادمقاومتی اقتصادی متکی بر مردم و توان و تولید داخل است؛ اقتصادی که چشم به بیرون از کشور نداشته باشد. ایشان به خوبی طی سالهای گذشته این نکته را تبیین کردند، ولی به نظر میرسد مسئولان چندان تمایلی به اقدام عملی در این زمینه ندارند.»
کارآفرینان نیازمند همراهی مسئولان
سبحان کلانی یکی از بسیجیانی است که به کارآفرینی روی آورده است. پدرش در کرج عکاسی داشت که در سال۱۳۸۱به رحمت ایزدی پیوست. سه برادر و دو خواهر دارد که بعد از فوت پدر، اجباراً قسمتی از هزینههای جاری خانواده روی دوش سبحان قرار گرفت.
این بسیجی از دوران نوجوانی به گیاهان کاکتوس شدیداً علاقهمند میشود و از همان دوران، اولین گیاه کاکتوس را برای خودش میخرد و بر اثر یک اتفاق، انگیزهاش برای جمعآوری گلهای کاکتوس بیشتر میشود. کلانی میگوید: «۱۱ سال است در این حرفه مشغول کار هستم. اوایل فقط از روی علاقه به سمت کاکتوسها رفتم و فقط با یک گلدان کارم شروع شد. به این صورت که در راه برگشت از مدرسه یک کاکتوس دیدم و خریدم که به ترکبند دوچرخهام بستم ولی متأسفانه در راه بازگشت به خانه افتاده بود و وقتی که رسیدم و دیدم کاکتوس نیست، بسیار ناراحت شدم، ولی ناامید نشدم و بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم، چند کاکتوس خریدم و شروع به جمعآوری و تکثیرشان کردم. به تدریج کار به جایی رسید که مادرم تهدیدم میکرد که اگر فقط یک گلدان دیگر بخرم همه آنها را میریزد کوچه، زیرا تمام راهپله پر شده بود و دیگر جایی نداشتیم.»
وی میافزاید: «به پیشنهاد یکی از دوستانم در سال۱۳۸۷ یک گلخانه روی پشتبام خانه با چند تکه چوب و پلاستیک ساختم، از آنجا که تجربه نداشتم، تمام گلدانهایم را زیر آن چیدم و یک روز به نمایشگاه گیاهان زینتی تهران رفتم. سه روز آنجا ماندم و بعد به خانه برگشتم و اولین کاری که کردم به کاکتوسها سر زدم و دیدم بیش از نیمی از آنها زیر آفتاب از بین رفتهاند. بسیار ناراحت شدم، ولی باز هم ناامید نشدم و ادامه دادم و دوباره از گلخانههای کرج اقدام به خرید انواع کاکتوس کردم تا آنجا که از برنامه «در شهر» آمدند برای مصاحبه و رفتهرفته کارم گسترش پیدا کرد.
دیگر فضای پشتبام برای کاکتوسها کم بود و نیاز به فضای بیشتر و گلخانهای بزرگتر داشتم. این در حالی بود که هیچ سرمایهای برای راهاندازی گلخانه نداشتم. از سازمانهای ذیربط درخواست کمک کردم، اما متأسفانه در همایشها و جلوی دوربین وعده کمک میدادند ولی بعد از اینکه دوربینها میرفت، کاملاً واضح زیر وعدههای خودشان میزدند و پنج سال از عمر من را در راهپلههای ادارههایشان تلف کردند تا اینکه به لطف خدا، یکی از کارکنان اداره به من پیشنهاد داد به مزرعه دوستش بروم تا کار را گسترش بدهم.» این کارآفرین ادامه میدهد: «من هم که خسته شده بودم و ناامید از کمک مسئولان، قبول کردم و با صاحب آنجا به توافق رسیدم، ولی سرمایه زیادی برای شروع کار نداشتم. مجبور بودم خودم تمام کارها را انجام دهم و به یاد دارم در ماه رمضان با تمام گرما و سختی شروع کردم به درست کردن فضا برای گلخانه و بعد از پنج ماه کار سخت و مشقتبار توانستم در سال ۱۳۹۱ گلخانه را افتتاح کنم.»
کلانی میگوید: «من چیزی حدود ۱۵۰میلیون تومان سرمایه گذاشتم و حالا میتوانم با درآمدهایم امرار معاش کنم. پولها برکت زیادی دارد و حداقل میدانم که لقمهام حلال است و سود پول از بانکها نمیگیرم.»
وی ادامه میدهد که در گلخانه به جز خودش، دو نفر دیگر مشغول کار هستند و از خوبیهای این کار باید گفت کسانی که قبلاً در اینجا کار میکردند کار را یاد گرفته و با کمک هم حالا توانستهاند برای خودشان گلخانه بزنند.
این کارآفرین خاطرنشان میکند: «با توجه به اینکه مقام معظم رهبری این همه تأکید بر اقتصاد مقاومتی دارند، ولی هیچ پشتیبانیای از تولیدکنندههای داخلی نمیشود، کمکمان نمیکنند هیچ، سنگ پیش پایمان هم میاندازند، از تمام مسئولانی که میتوانند کمک کنند، عاجزانه خواهش میکنم با کارآفرینان همکاری کنند.»
«کارآفرینی» موتور محرک توسعه
همانطور که بارها اعلام شده، کارآفرینی موتور محرک رشد و توسعه در حوزه اقتصاد و همچنین پیشرفت در عرصههای اجتماعی و فرهنگی است و گسترش و فراگیری آن میتواند به تحول و دگرگونی بنیادین اقتصاد ملی منجر شود. از این منظر، نهادینگی فرهنگ و تفکر بسیجی که سرشار از ارزشهای انسانی و معنوی است، این موتور را با ظرفیتی چندبرابری به کار وامیدارد و کلیدی طلایی در حل مشکلات عرصههای مختلف از جمله اقتصاد و فضای کسبوکار است.